کنکوریها حتما بخوانند
تلخ ترین تجربه
سورت سرمای تیر بیدادها میکرد
لرزشی در بدن/پاها
دیدن همسفران در راه/همان حال از دور
پیدا
ندارد توان گفتن یک حرف حتی/در ان روز بی پایان انگار
دوبار
/تقدیر من بود /و /همسفران /ایستگاه یک ساله اما/دارد مسافرها /ناشناسند / همسفریم
/چه روزیست امروز و چه صبحی /دانیم که بیدارند در سحر مادرها
/پدرها
لرزشی در بدن / پاها
میبنم چهرهای آشنا در راه /رفیقان یارها/ساعت هشت مانده چندی
/نگاه ها به آسمان به زمین /میخورد زنگ /جلوتر میروند بی پرواها /بی درد ها
/میرسد نوبت ما
لرزشی در بدن / پاها
راهرو / مراقبهای بی احساس
در ذهنم
ندارم یادی از آنجا /به دنبال جایی میگردیم/همه /حتی مراقب ها
/بوی آرامش اندر نوایی از دور می آید/نگاهها
/به یکدیگر بدون فکر /بیخود از خود/کسی آرام نیست/ هر کسی فکری
/میرسد نامه ها/ توانی نیست در یدها
شروع کنید
لرزشی در بدن/پاها
نمیدانم چه شد / پریشان فکرها
گذر وقت/سوالها
معلم ها / پدر /مادر / برادر ها/سر بالا / دوازده سال / سال اول تا به اخر / ابتدایی/ راهنمایی تا دبیرستان/ مدیرهای مدارس با تمام یادها/ نمرهها/ امضاها/
قوانین نیوتن یا گرانش /
ارفاق معلم/ شغل آینده/مستمر ها
فکرهای پریشان
صدایی آمد / وقت تمام
برگه ها بالا
لرزشی در بدن/ پاها
نمی دانم چگونه رسیدم تا به خانه/ندارم یارا /نیست نیرو/نیست جوابی در ذهن
/بازشد درب خانه/من هستم /تنها /با نگاهها
/سکوت تنها کلامم /ندارم یارا/میدانم سوال چیست
/نگاهم هست به زمین به پله ها/می جوم خودکار
بی درنگ گفتم
بی خودم / بیش چشم آرزوها
خوب بود
اما ....
لرزشی در بدن / پاها
سه ماهی بود /تانتیجه /یاعلی گفتم /بدون فکر نوشتم اسمم را
/اما به یاد دارم/شبهای بیخواب تا به صبح /درس خواندن ها/یا خانه ماندنها
دیدم نمرها
با لرزشی در بدن پاها
امسال
امسال/ نمی گویم
ندارم خاطره
دوست دارم سال جدید
برودآن یادها
بانام ننگش
کنکور
لرزشی در بدن /پاها
.