نود، برنده بزرگ سال 88 ؛ اين برنامه دولتي نيست
براي برنامه نود نمي توان از کلمه «برتر» استفاده کرد، واژه «برترين» هم مفهومي ندارد اينجا. نود همچنان يک برنامه «خوب» است. برنامه اي است با عطر و طعم «خصوصي» در دل خانواده اي تماماً دولتي.
1-«سلام! بريم ببينيم امشب توي برنامه چه اتفاقهايي مي افته.» عادل فردوسي پور بارها برنامه اش را با اين جملات شروع کرده و شايد بهترين ورودي براي برنامه اي مثل 90 هم همين باشد؛ برنامه اي که در دسته بندي خودي و غيرخودي، براي برخي اغلب در گروه دوم قرار مي گيرد و چشم به تعطيلي اش دارند.
در روزهاي مياني تابستان 88 براي چندمين بار شايعه پايان
کار «نودِ فردوسي پور» رسانه اي شد. اين بار عکس دفعات گذشته که فشار
زيرمجموعه هاي دولتي به سازمان صدا و سيما، عادل فردوسي پور را براي ادامه
کارش دچار مشکل مي کرد؛ اين خود عادل بود که نمي خواست برنامه اش را براي
فصل تازه ليگ روي آنتن ببرد و صدا و سيما اصرار داشت به ادامه پخش برنامه
با همان شکل و شمايل و همان مجري.
2 - شايد در فضاي عادي، خواندن
و شنيدن چنين مخالفتهايي با تنها برنامه «واقعاً انتقادي» تلويزيون دولتي
ايران، عجيب باشد، اما در فضاي کنوني، بيشتر ادامه کار برنامه نود با همان
مشي انتقادي و ذره بين دست گرفتن مجري و سازندگانش عجيب به نظر مي رسد؛
روش و منشي که در ميان رسانه هاي دولتي اين کشور، کمياب شده و در رسانه
هاي خصوصي هم کميابش کرده اند.
شايد مهمترين و ساده ترين دليل
ماندگاري «نودِ فردوسي پور» داشتن طرفداران ميليوني در ميان عامه مردم
باشد.در فضاي دولتي و تک قطبي رسانه تصويري ايران، تنها يک برنامه هست که
مردم احساس مي کنند به واسطه آن حرف خودشان زده مي شود، آن هم در مورد
پديده اي مثل فوتبال که ذاتاً و همه جاي دنيا، نزديکترين «سيستم اجتماعي»
به توده مردم است حتي اگر بيش از 80 درصد بدنه آن، دولتي شود.
3
- عادل فردوسي پور و برنامه اش دقيقاً به دليل راهي که در پيش گرفته، در
هر حالتي برنده مي شود. اگر برنامه فردوسي پور تحت تأثير فشارهاي دولتي
تعطيل شود، چهره يک قهرمان را براي مردمي که خواهان انتقال آزاد اطلاعات
هستند، پيدا مي کند و اگر فضا و اجازه نقد همچنان براي فردوسي پور فراهم
باشد، او در هيبت تنها کسي که مي تواند خرابي ها، کاستي ها و ناراستي هاي
مربوط به حوزه تخصصي خود را نشان دهد و مسببان آن را به چالش بکشد، باز يک
قهرمان رسانه اي- مردمي است.
4 - عادل فردوسي پور سرمربي تيم نود است. سرمربي تيمي که در ليگي با يک تيم، همه تيمها را شکست داده و هر فصل قهرمان مي شود.
قهرماني
تيم نود، فصل به فصل ارزش بيشتري پيدا مي کند. چه فضايي که فردوسي پور در
آن به قهرماني مي رسد، هر فصل تنگ تر و محدودتر و ترسناک تر مي شود. اگر
انتخاب با خود فردوسي پور باشد؛ ترجيح مي دهد در ليگي با حداقل 6 تيم اما
در فضايي باز، تيمش را پيش ببرد. اتفاقي که هم به سود او و تيمش است، هم
به سود تيمهاي ديگر و هم به سود مخاطبان و تماشاگراني که با توجه و سليقه
شان، برنامه هايي با جزئيات و کليات بهتر را سفارش مي دهند.
5 -
شبي که سردار عزيز محمدي و شاه حسيني و امير حاج رضايي روبروي فردوسي پور
نشستند تا در مورد منشور اخلاقي ليگ برتر بحث شود، اهميت ادامه حيات تنها
برنامه منتقد در تلويزيون ايران مشخص شد؛ شبي که در چند جمله مردم
توانستند بر سر درستي يا نادرستي تصميم مهمترين فدراسيون ورزشي کشور در يک
موضوع خاص قضاوت کنند.
7 - براي انتخاب کيفيت برتر، حداقل بايد «دو» تا از آن چيز وجود داشته باشد.
براي برنامه نود نمي توان از کلمه «برتر» استفاده کرد، واژه «برترين» هم مفهومي ندارد اينجا.
نود
همچنان يک برنامه «خوب» است. برنامه اي است با عطر و طعم «خصوصي» در دل
خانواده اي تماماً دولتي. براي همين «يک» هم کلي فشار قدرت و استرس تعطيلي
تحمل شده.
همين «تک» براي زنده ماندن، بارها در بخش مراقبتهاي ويژه
بستري شده؛ بارها سرويس دريافت پيامکش دچار مشکل شده؛ بغض مجري اش به مرز
گريه رسيده... گاهي فاصله يک تا دو، يک واحد نيست. در زمانه اي که خيلي از
«تک»ها جان داده اند و «صفر» عزيزترين عدد شده؛ نفس کشيدن همين «يک» هم
غنيمت است.
روزنامه گل